تبلیغات
آوای دل آگاه
به نام خداوند رمضان

رمضان 

سلام

خوب هستین...

امیدوارم توی ماه مبارک رمضان نماز و روزه تان قبول باشه...

و آرزوی شفا برای مریض هایی که نمی تونن روزه بگیرن...

و آرزوی هدایت برای کسانی که خودشون روزه نمی گیرین...

و آرزوی...

یه داستانک از سفره افطار:

سفره افطار تلویزیون همه چیز داشت: خرما، نان، پنیر، گردو، سبزی، حلوا، آش، شله زرد، حلیم، زولبیا بامیه و ...

تلویزیون را خاموش کرد.

ماهی تابه بزرگ را برداشت،دو تخم مرغی که در یخچال بود را شکست و تابه را تکان داد تا تخم مرغ ها خوب پخش شوند. نیمرو باید آن قدر بزرگ به نظر می رسید که به هر شش نفرشان برسد.


کاش به خودمون یه تکونی بدیم...

فعلا!




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: تبعیض، افطار، رمضان، ماه میهمانی خدا، داستانک، فقر و دردسر، توجه،

تاریخ : شنبه 31 تیر 1391 | 10:23 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خدا

سلام...

خوب هستین...

یکی درس نمی خونه ...
پدر و مادرش به زور می خوان بگن بخون!
معلم خصوصی می گیرن براش
آزمون های بیب نام نویسی میکنن براش و ...
اگر هم بپرسی این کارا رو به خاطر کی انجام میدی...
با سری رو به بالا میگن:به خاطر خودش{ مرجع ضمیر ش همون که درس نمی خونده}

حالا یکی نماز نمی خونه ...
پدر و مادرش هم هیچ کاری براش نمی کنن!
خدا رو تعریف نمیکنن براش
از دوستان کمک نمی گیرن براش و...
اگر هم بپرسی چرا کاری نمی کنی...
دوباره با سری رو به بالا میگن:نماز برای خودشه و به ما ربطی نداره!!!

توجه توجه توجه :
                      
           پدر و مادر عزیز هر دو تا ( درس و  نماز ) برا خودش بود:
                                                     
                                  چرا به یکی اهمیت میدی و به یکی نه ....
                                  چرا به فکر دنیاش هستی و به فکر آخرتش نه ...

 حالا قضاوت با خودتون...
 فکر نمیکنین هر چی میکشیم  به خاطر   دوری از خداست...
                                                        دوری از تنها دوستمون ...


همین...
یا علی...
برچسب ها: بی نمازی، درس و مشق اجباری، خدا،

تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391 | 09:07 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خدا

عذاب


سلام...

بدون مقدمه:

روزی از روزها، شخص شصت ساله ای حساب و کتاب عمرش را می کرد تا حدس بزند در طول عمر، گناهانش چه اندازه

است. او بعد از قدری تأمل با خود گفت:

ـ حدود شصت سال از عمرم می گذرد؛ یعنی نزدیک به بیست و دو هزار روز عمر کرده ام. اگر در هر روز فقط یک گناه

کرده باشم، اکنون چیزی حدود بیست و دو هزار گناه دارم. وای بر من که با چنین بار عظیمی از گناه می خواهم به

سفرآخرت بروم!

شخص مذکور پس از این محاسبه و آگاه شدن بر احوال خویش، فریادی بر کشید و سپس از هوش رفت و فوت کرد.


اللهم عجل لولیک الفرج




طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: عذاب جهنم، حساب و کتاب، چقدر گناه داریم، توبه، خدایا ببخش،

تاریخ : پنجشنبه 29 تیر 1391 | 17:46 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خدا

سلام

تقدیم شما...


آنکه کند فخر به هر حاکم و هر شاه...

شیعه ی اثنا عشر است پیرو الله...

کوری چشم همه دشمنان مولا...

اشهد ان علی ولی الله

عبادت ب ولایت بت پرستیست

آنکه بود نور به هر جاهل و گمراه...

آنکه بود نوکر این در گه و درگاه...

زیر لبش زمزمه دارد بدانیم...

اشهد ان علی ولی الله

می شنود گوش دلم وقت شبانگاه...

مینگرد چشم دلم وقت سحرگاه...

ولوله دارد همه عالم هستی...

اشهد ان علی ولی الله

حاصل مطلب بود جمله ی کوتاه...

ای که بری نام علی را تو به اکراه...

روز قیامت خود الله بگوید...

اشهد ان علی ولی الله

همین فعلا!



طبقه بندی: دل نوشته، امام علی،
برچسب ها: وضوی بی ولایت آب بازیست، فخر به هر حاکم، شیعه، امیر المومنین، علی، اشهد ان علی ولی الله، نور امام علی،

تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1391 | 10:45 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خداوند راستگویان

سلام

حالتون خوبه؟

امروز می خوام براتون داستان حقیقت و دروغ رو تعریف کنم...

حقیقت و دروغ

میگن روزی دروغ اومد به حقیقت گفت:...

_بیا بریم تودریا شنا کنیم...

حقیقت ساده لوح قبول کرد و رفت...

وقتی به  دریا رسیدن حقیقت لباس هاشو درآورد تا شنا کنه...

ولی...

دروغ حیله گر لباس های حقیقت رو پوشید ودر رفت...

از اون به بعد بود که دروغ چهره ی خوبی به خودش گرفت...

و حقیقت عریان ماند و زشت شد.

همین...

یاعلی!







طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: حقیقت، دروغ، حقیقت تلخ است، دروغ شیرین، داستان، دروغ حیله گر، حقیقت ساده لوح،

تاریخ : چهارشنبه 28 تیر 1391 | 10:21 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات

با نام و اجازه مافوقترین نیروی قدرت و عظمت


راهنما

سلام...

این هم یه مقاله دیگه از استاد محمود ریاضی...

امیدوارم که خوشتون بیاد...

مهدویت چیست؟ راهنما كیست؟

در منطق دین دو اصطلاح داریم كه یكی "هادی" و دیگری "مهدی" است از نظر قاعدة زبان و لغت هادی اسم فاعل و به معنای هدایت كننده و رهنمون است و مهدی اسم مفعول و به معنای هدایت شده می باشد. یكی از اسمهای خداوند در قرآن مجید هادی است یا  « هادی المظلین»  ای هدایت كنندة گمراهان. در سورة بقره از قرآن مجید دربارة هدایت سخن آمده است :

"بسـم اللـه الـرحمـن الـرحیـم. الـم، ذلـك كتاب لایب فیـه هـدی للمتقین...."

ا.ل.م سه حرف جدای از یكدیگر است ومعنی مستقل و یا یك جمله نیست و ظاهرا معنائی ندارد و اما بعضی از مفسرین گفته اند: ا.ل. م یعنی المهدی كه الف ولام ان حرف تعریف و حرف میم اول اسم مهدی است. اگر این تفسیر و تعبیر درست باشد معنای این آیه اینست كه:

"المهدی آن كتـابـی است كه هیچ شك و تردیدی در آن نیست و پرهیز كاران را هدایت می كند...


برای مشاهده ی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

طبقه بندی: مهدویت،
برچسب ها: مهدویت چیست، مهدی کیست، راهنما کیست، مهدویت نوعی، مهدویت مطلقه، مهدی موعود،

تاریخ : یکشنبه 25 تیر 1391 | 11:20 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خدای خودت

یامهدی...

آقا جان...
 
...اسمت ورد زبانم شده...

افسوس...

اما افسوس که تو را نمی شناسم...

بعد از هر نمازم می گویم "اسلام علیک یا صاحب الزمان"...

ولی بار دیگر نمی دانم که به چه کسی سلام میکنم...

آقا جان شرمنده ام...

روز به روز با گناهانی که میکنم...

از تو دور تر  و دور تر می شوم...

یه حرف از این بنده ی گناهکار "آقا جان وقت ظهورت زنده ام"...

 ظهور کن...

حتی اگر اولین کسی باشم که سرم را میزنی...

یامهدی!دیگر دنیا پریشان و تحمل نا پذیر شده...

هر روز که از خواب بیدار می شوم  تا شب سیلی ازگناه توشه ی عذابم میکنم...

اما آقا جان! شب که می شود به یاد قیامت می افتم...

و میخواهم  توبه کنم...

تصویر امید و نا امیدی رو برو یم ظاهر می شود...

به امید اینکه تو شافی باشی امید را انتخاب می کنم و توبه می کنم...

ولی تا صبح می شود...

همان روایت همیشگی...

و همه روزم این چنین است...

خسته شدم از این روز های تکراری یا مهدی درکم کن...

آقا جان! آدم نمی شوم...

آقا جان!خودت بیا....     

...!




طبقه بندی: دل نوشته، مهدویت،
برچسب ها: خودت بیا، شرمنده ام، دلنوشته، درد دل با حضرت مهدی، انتظار فرج، سیاه لشکر،

تاریخ : شنبه 24 تیر 1391 | 17:15 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خالق رحمان

سلام...

این هم ابراز شرمندگی برای آقا که شامل خودم میشه...

یا مهدی شرمنده ام...

تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

خلوت با حضرت مهدی

كسی به فكر شما نیست راست می گویم

دعا برای تو بازیست راست می گویم


اگرچه شهر برای شما چراغان است

برای كشتن تو نیزه هم فراوان است


من از سرودن شعر ظهور می ترسم

دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم


من از سیاهی شب های تار می گویم

من از خزان شدن این بهار می گویم


درون سینه ما عشق یخ زده آقا

 تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا


كسی كه با تو بماند به جانت آقا نیست

 برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست

سیدامیرحسین میرحسینی

همین...




طبقه بندی: مهدویت،
برچسب ها: درد دل، درد هایمان، منتظران، شرمندگی یک منتظر، مهدی موعود، سیدامیرحسین میرحسینی، یامهدی ادرکنا،

تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1391 | 11:31 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
باسم رب العباس علیه السلام


سلام...

خوب هستین..
.
یه دو بیتی تو نظرات وبلاگ یکی از دوستان دیدم خواستم براتون بنویسم...


                          از  هیبت  قدکشیده ات   می  ترسند

                                                                                         از خشم میان دیده ات می ترسند

                         عباس ، به پهلوانیت قسم این لشکر

                                                                                         حتی ز سر بریده ات می ترسند ...

ابوالفضل

همین!

یاعلی...




طبقه بندی: کربلا،
برچسب ها: عباس ابن علی، سقا، ترس دشمن،

تاریخ : دوشنبه 29 اسفند 1390 | 10:21 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
به نام خداوند علی (علیه السلام)

سلام...
 
امروز براتون یک شعر آوردم...

ز  لیلایی شنیدم یا علی  گفت

به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دار الجنون است

كه هر دیوانه دیدم یا  علی گفت

یقین  خالق  زمان  آفرینش

به گوش كل عالم یا علی  گفت...

یا علی مددی


برای مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید.

طبقه بندی: امام علی،
برچسب ها: یا علی مددی،

تاریخ : چهارشنبه 9 شهریور 1390 | 19:02 | نویسنده : کبوتر حرم | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.